تاج الدين احمد وزير

119

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

بند لحد محكم و چفتهء « 1 » نطق بقفل صمّ بكم معلّق ، تمهيد معذرتى شايسته ميسر نشد ليكن در آتش‌دان خانه پانصد دينار كه مودوع است در راه احتياج آن عزيز محتاج نهاده مىشود پسرم را پيغام ده تا تسليم نمايد پيغام جواب را با پسرش سفير شدم تا آن محقّر بيرون آورد و باوجود كمال احتياج از سر علوّ همّت در راه اين ضعيف نهاد گفت : بستان كه حقّ تست گفتم : به مجرد خوابى چه‌گونه ملك من شود از راه ارث حق و ملك تست بايد صرف مصالح خود گردانى گفت : پدرم در حالت وفات اقدام بر چنين سخا مىنمايد در عالم مروّت كجا روا باشد كه بخلى بدان راه توان داد چون اين از او بشنيدم من نيز باوجود فقر و فاقه و ضرورات حاقه پس ناقهء فتوت بجانب آن فقير بپيچيدم و آن حكايت و حال با او يكايك بازراندم و آن در پاى احتياج او فشاندم او نيز دست ردى بر روى آن زد و گفت : پسر فقير او به اين أحقّ است . فى الجمله باتّفاق صرف ديگر أرباب حاجت كرديم ، ابو سعيد مىگويد كه : من * 75 * متعجّب بودم در حال ايشان كه باوجود احتياج مفرط ، آن اسراف روا داشتند . مصراع برين برنيامد بسى روزگار كه ايشان را « 2 » ديدم در عين جمعيّت و خصب حال و وفور مال‌ومنال پس يقين تام حاصل شد كه اين همه نتايج پايمردى و نتاج جوانمردى است و مشابه اين حال و مقال اين چند بيت بمطالعه پيوست كه در كرم رستم با فردوسى در سلك نظم آمده و در ذيل اين قصه نوشتن لايق نمود . مصراع كاين نقش بدان نقش خوشك مىافتد

--> ( 1 ) چفة . ( 2 ) جمله كه ايشانرا ديدم در حاشيه سمت چپ نوشته شده است .